• وبلاگ : :: امـــيد وصـــل ::
  • يادداشت : ...بي تواما...
  • نظرات : 1 خصوصي ، 54 عمومي
  • پارسي يار : 8 علاقه ، 9 نظر

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    باز کن پنجره ها را اي دوست!
    هيچ يادت هست،
    که زمين را عطشي وحشي سوخت؟
    برگ ها پژمردند؟
    تشنگي با جگر خاک چه کرد؟

    هيچ يادت هست،
    توي تاريکي شب هاي بلند،
    سيلي سرما با خاک چه کرد؟
    با سر و سينه ي گل هاي سپيد،
    نيمه شب، باد غضبناک چه کرد؟
    هيچ يادت هست؟

    حاليا معجزه ي باران را باور کن!
    و سخاوت را در چشم چمن زار ببين!
    و محبت را در روح نسيم،
    که در اين کوچه ي تنگ،
    با همين دست تهي،
    روز ميلاد اقاقي ها
    جشن مي گيرد.

    پاسخ

    متشکرم،