• وبلاگ : :: امـــيد وصـــل ::
  • يادداشت : تشنه ي يار!
  • نظرات : 1 خصوصي ، 13 عمومي
  • پارسي يار : 6 علاقه ، 3 نظر

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    حسين! تمام تاريخ به تو تکيه دارد و به خون تو؛ خوني که قطره‌قطره‌اش سرنوشت انسان‌‌ها را تا ابد رقم خواهد زد و پيامي سرخ را به گوش تمام زمين و زمان خواهد رساند. چشم ِ تمام گذشتگان و آيندگان به توست؛ به مرد قهرماني که با شمشير خويش، با خون عزيزان و خون خويش، پرده از حقايق برمي‌افکند و هر چه باطل را محو مي‌‌کند. به آنان‌که انتظار تو را کشيده‌اند، آنان‌‌که آرزوي اقتدا به قيام تو را دارند، بگو شمشيرهاي‌شان را مهيا کنند.

    تو اينک متولد شده‌اي و قيام بي‌بديل خون عليه شمشير اينک تولد يافته است. از امروز کربلا چشم به راه مي‌ماند براي روز موعود تو اي حسين! روزي که شبيه هيچ روزي نيست.


    با سلام

    ايام بر شما تسليت باد***
    پاسخ

    سلام عليکم،سپاس ازحضورتون...
    با سلام خدمت شما دوست عزيز:
    وبلاگ شما چقد زيبا و پر محتوا است . از اينکه مرا لينک کردي خوشحالم ولي از يک طرف ناراحت .چرا به من اطلاع ندادي که شما را لينک کنم .
    در خاتمه من پست جديد زدم لطف کنيد با نظرات خوب خودت من را در بهتر شدن کيفيت مطالب ياري کني هر چه من سعي کنم وبلاگ من به زيباي وبلاگ شما نمي رسد.
    با سپاس فراوان از شما : به اميد ظهور مهدي عج
    پاسخ

    سلام عليکم...ممنون ازمحبت شما ،لطف داريد....اختيارداريد...ان شاءالله که تمامي فعاليتها براي آقا درفضاي سايبري مرضي حشرتش قرارگيرد...تشکرازحضورتون...التماس دعا...
    پنداري دروغ نيست که بگوييم او مادري دلاور و پاک‌سرشت به پاکي فرشته‌ها داشت. لافي گزاف نيست که بگوييم پدرش علي نام داشت و بردن اين نام کافي است تا بدانيم از نسل کيست؟

    جنت و رضوان و حور و کوثر، همگي آيت و نشانه‌اي از خوي وي است. او آبشاري است که از کوهي استوار چون على، در طبيعتي چون ام‌البنين جاري شد و در سرشاري از عطش سوخت. قهرمان نهر علقمه که شمس و قمر از نور جمالش خجل مي‌شوند، افسانه و اساطير نبود؛ مردي بود که مثل يک عَلَم هيچ وقت بر زمين نماند.
    لقب «اَسَدُ الله الْغالِبْ» را چون علي بر او نهادند تا دوباره حمله‌هاي حيدري در ميدان‌ها تکرار شوند و هنوز بعد از اين همه سال، زير نور مهتاب، چهره‌اش در زلالي آب مي‌لرزد؛ گويي تنها بعد از خدا از آب مي‌ترسد. مردي که افسانه نيست.
    پاسخ

    مردي که افسانه نيست.../ممنون ازحضورتون..