• وبلاگ : :: امـــيد وصـــل ::
  • يادداشت : مهدياآمدنت ديرشده...
  • نظرات : 17 خصوصي ، 18 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + هاجر 

    خدا نخواست وگرنه دلم تو را مي‌خواست
    دلت نصيب دلم بود اگر خدا مي‌خواست

    خدا نخواست وگرنه خود تو مي‌داني
    عبور ثانيه‌ها هرنفس تو را مي‌خواست

    سکوت حنجره‌ام بي‌صدا ترک‌ مي‌خورد
    و عشق آمده بود و تو را ز ما مي‌خواست

    دلم به لهجه باراني‌اش غزل مي‌خواند
    تو بودي آنچه که او با خدا خدا مي‌خواست

    ببين چه‌قدر زلالي که دل حضورت را
    ميان زمزمه سبز ربّنا مي‌خواست

    زمان به‌ خواب نگاه تو رفته بود و دلم
    طلوع چشم تو را تا هميشه‌ها مي‌خواست

    و سرنوشت چه بر سر نوشته بود که باز
    قفس‌نشين غريبي تو را رها مي‌خواست!