• وبلاگ : :: امـــيد وصـــل ::
  • يادداشت : پدرجان کي مي آئي؟!
  • نظرات : 11 خصوصي ، 7 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + asd 

    You can put on altered patterns of Pandora jewelry uk for anniversary day and you may in no way go out of architecture available. The designers let the amoebic abstracts accord the beautification the animal elements of balmy and bendable as the afflatus of the accomplished appearance in the nature, which is abiding and has the abstraction of ecology protection.

    + انتظار 
    براي آمدنت انتظار کافي نيست

    دعا و اشک ودل کافي نيست

    خودت دعا کن اي نازنين که برگردي


    دعاي اين همه شب زنده دار کافي نيست

    + گل.... 

    سلام

    هار عشق شکوفا نمي شود بي تو

    بيا که غنچه ي دل وا نميشود بي تو

    بر آي از افق اي آفتاب صبح اميد

    که شب رسيده و فردا نمي شود بي تو

    هزار چشمه جوشان به دشتها جاريست
    يکي روانه ي دريا نمي شود بي تو

    ز سرد مهري شبهاي هجر دلتنگم

    بيا که عقده ي دل وا نمي شود بي تو

    بيا،بيا گره از کار عاشقان بگشاي
    که عشق و عاطفه معنا نمي شود بي تو

    پاسخ

    عليک سلام گل گلاب.دوست وفادارخودم،متشکرم،قبول حق،خداقبول کنه به ياد دوستان بوديم،اميد که شما هم ماروفراموش نکرده باشين،راستي شما معتکف نبودبد؟ماخادم بوديم،اينا همه محظ ريابود!!خداقبول کنه!!
    + هاجر 

    در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان، دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا!
    مهر در سراشيب جاده ي عمل زير چرخهاي سنگين ستم له ميشود در نبودت!
    تو ما را رها نخواهي کرد و ما هر روز و هر ساعت و حتي هر ثانيه در آرزوي زيارت رخ چون خورشيدت،


    دست بر آسمان داريم و در محمل نياز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا مي کنيم!
    آقاي ما!
    بيا که احساس نيازمند توست!
    پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را مي خوانند و گلها به اميد نوازشت رخ مي نمايانند!
    بيا که دستهاي نا توان ما در آرزوي ياوري تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم را بر مي چيند


    و لطافت باران را به جاده هاي عشق مي پاشد، بلکه گلستاني بسازد از گلهاي ناز و اطلسي که فرش راهت باشد و خاک قدمت!
    بيا که زمين تشنه ي محبت و سلام توست و زمان در نقطه ي انتظار ايستاده است..........

    + هاجر 

    قاصدکي روي سجاده ام نشسته بود،در گوشش خواندم "سلام مرا به مولايم برسان" فوتش کردم
    و به سجده رفتم.وقتي برخاستم ، قاصدک از جايش تکان نخورده بود...
    از او پرسيدم "پيامم را نمي رساني؟" گفت:نفست بوي گناه مي دهد.مرا نزد آقا شرمگين مي کند.
    دلم شکست...دلم از دست خودم شکست.به ياد گناهانم افتادم...............

    + اشنا 
    يارب اين ماه کدامين مه و امشب چه شب است
    که فلک غرق نشاط است، زمين در طربست
    شد مگر چشم مه امشب به جمالي روشن
    کاين چنين خرم و تابنده و پر خنده لبست
    آري از منظره ماه و کواکب پيداست
    که شب سيزده ماه شريف رجب است
    گوش دل باز کن اي بي‌خبر از عالم غيب
    تا منادي دهدت مژده که امشب چه شبست
    مژده جبريل امين از عرش برين
    که مبارک شب ميلاد امير عرب است
    + گل.... 

    پاسخ

    خوبه .مبارک باشه.ممنونم.نه والاسخته،البته....بگذريم ديدمتون بهتون ميگم.........