قالي سرخ
نفس نفس گل نرگس به انتظار تو هستم
تپش تپش گل زهـــرا چه بيقرار تو هستم
***
ببين که روز و شبم را ز يکدگر نشناسم
تو فکر و ذکر و سجودم خراب و زار تو هستم
***
نظر مکن به منالم که من فقير و گدايم
تويي تمام وجودم کــه مـن ندار تو هستم
***
مبين که بر سر جانم رفيق قوت و غذايم
بيا کـه گــر تو بيايي هميـشه يار تو هستم
***
اگر که بر سر راهت مزاحمم بنشينم
نمـا چـو قالي ســرخم که من نثار تو هستم
***
کلاف راه حضورت چه پر ز عقده و مانع
مرا چو عقـده گشـا گـر گره به کار تو هستم
***
نفوس منتظرانت بوَد چو مرتع سبزي
هرس کـن ار علفي من بـه سبزه زار تو هستم
***
امير غم کش هجران غمين يوسف کنعان
کجاست تا کـه ببيند کـه چـون دچار تو هستم
***
به مال و مکنت قارون سرا و ملک سليمان
به جمله فخر من اين شد که ريزه خوار تو هستم
***
دعاي «منتظرت» را دعا بکن که بيفتد
دعاي العجلــش را کـه بــد خمار تو هستم
خجسته ميلاد مهدي موعود عموم شيعيان مبارک![]()