سفارش تبلیغ
صبا
 
صفحه نخست          عناوین مطالب وبلاگ           نقشه سایت                 ATOM
درباره وبلاگ


اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی
نویسندگان
حمایت

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 7
  • بازدید دیروز: 28
  • کل بازدیدها: 185749
دوشنبه 90 اسفند 1 :: 10:19 صبح ::  نویسنده : بهار

در باره ملاقات با امام زمان علیه السلام در زمان غیبت کبری اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند که دیدار و ملاقات با آن حضرت :در زمان غیبت کبری ممکن است ، و برخی آن را انکار می کنند .

ملاقات به چند صورت متصور است .
1- ملاقات حضوری:
در خصوص امکان و عدم امکان ملاقات حضورى با امام زمان(ع) اختلاف است. برخى عقیده دارند که ملاقات حضورى امکان دارد و انسان با رعایت تقوا و ایجاد شایستگی، مى تواند به حضور امام زمان(ع) برسد. چنان که شخصیت هایى مانند مقدس اردبیلی،(1) علامة‌حلی(2) و علامة بحرالعلوم(3) به حضور حضرت رسید ند. عالمانی چند همانند سید مرتضی، شیخ طوسى و ... از طرفداران این نگرش هستند. شیخ طوسى مى نویسد: «یقین نداریم که حضرت از تمام اولیاى خود، پنهان باشد، بلکه جایز است که براى بیش تر آنان ظاهر گردد».(4)
برخى دیگر عقیده دارند که ملاقات حضورى با امام امکان ندارد. محمد بن ابراهیم،‌معروف به نعمانی،(5) فیض کاشانی،(6) و کاشف الغطا،(7) از طرفداران این نگرش هستند. اینان به برخى از روایات تمسک نموده اند که هر گونه ارتباط حضورى با امام را در این دوره منع می کند.(8) مهم ترین دلیل و تمسک این ها این است که امام در آخرین توقیع شریف خطاب به آخرین نایب خاص خود، یعنى على بن محمد سمرى فرمود:
«به زودى از شیعیان من کسانى خواهند آمد که ادعاى دیدن مرا مى کنند. آگاه باشید، هر کس قبل از خروج سفیانی، و صیحة آسمانی، ادعا کند که مرا دیده دروغگوى افترا زننده است».(9)
ولی به نظر می رسد که سخن درست این است که بگوییم: با تقوا و معنویت و کسب شایستگی و قابلیت لازم مى توان به حضور امام
رسید، چنان که برخى از بزرگان به حضورش رسیده اند. اما آن دسته از روایاتى که بر منع ملاقات دلالت دارند، ناظر بر این است که امام می خواهد جلوى هر گونه سوء استفاده از ادعاى دیدن امام گرفته شود و هر کس نتواند با ادعاى رؤیت امام دکانی و بازاری برای خودش درست کند .
روایت یا توقیع هنگام فوت آخرین نایب امام صادر شده و قرینه ای که در توقیع است ، نشان می دهد که مراد از دروغ‏گو بودن مدعى مشاهده امام بعد از صدور توقیع، ادعاى ارتباط و نیابت از جانب حضرت است .
امام در این توقیع مى‏فرماید: با از دنیا رفتن تو اى على بن محمد سمرى، نیابت خاصه تمام شد. غیبت کبرى آغاز شد . دیگر بعد از این اگر کسى بگوید من حضرت را مى‏بینم و با او مرتبط هستم و نیابت خاصه از جانب حضرت را دارم، دروغ‏گو است.
حضرت در توقیع مبترک خود می نویسد : «بسم الله الرحمن الرحیم، اى على بن محمد سمرى! خداوند به برادران دینى تو در مصیبت تو اجر دهد. تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت .به کارهایت رسیدگى کن و به کسى بعد از خودت [جهت نیابت] وصیت نکن چرا که غیبت طولانى آغاز شد . ظهور نخواهد بود مگر بعد از اذن خداوند... به زودى خواهد آمد کسى که مدعى مشاهده من باشد ،ولى آگاه باش کسى که مدعى مشاهده باشد (قبل از خروج سفیانى و صیحه )دروغ‏گو خواهد بود»، (10).
حضرت با دادن این توقیع در واقع خواسته اند راه را بر مدعیان دروغین ادعاى نیابت ببندند. این جمله که مدعى مشاهده ،دروغ‏گو است، به این معنى نیست که در غیبت کبرى دیگر کسى حضرت را نخواهد دید. بسیارى از صالحین و بزرگان شیعه در طول تاریخ غیبت حضرت را دیده‏اند. وثاقت و صداقت بسیاری از آن ها مورد تأیید همه اهل فن، حتی منکران ملاقات با حضرت قرار گرفته است ، قطعا اکثر آن ها اهل دروغ نبوده‏اند . یک مورد آن هم که راست باشد ، باید حدیث به گونه‏اى دیگر معنا و توجیه شود.
مفهوم حدیث :
امام در این حدیث به دو نکته اشاره مى‏کنند:
یکى :اخبار از آینده که پس از من عده‏اى پیدا مى‏شوند و مشاهده و ارتباط با من را ادعا مى‏کنند .
دوم : دروغ‏گو بودن مدعى .
امام در حدیث دو تعبیر دارد: یکی "ادعا" و دیگری "مشاهده". کسى را که ادعاى مشاهده نماید، کاذب معرفى کرده است.
مشاهده به معناى دیدن امام و ارتباط با او است . ادعا به معناى اعلان و انتشار آن و با خبر کردن مردم از مسأله است، ممکن است کسى با امام ملاقات داشته باشد ،همان‏گونه که براى برخى علما و غیر آنان نقل مى‏کنند ،ولى آن را میان مردم بازگو نکرده و در سینه خود پنهان کرده باشد.
چگونه خبر ملاقات شان منتشر شد و در کتاب ها نوشته شد ؟
خبر ملاقات ها یا از برخی قراین و شواهد قطعی توسط دیگران به دست آمد یا توسط افرادی که محرم اسرار بزرگان بوده اند ، بعد از مرگ آن ها منتشر شد . به این صورت که بزرگان فرد یا افرادی را که محرم اسرارشان بود ،از باز گوکردن ملاقات تا زمانی که زنده هستند ، منع می کردند. آن ها خبرهای ملاقات را بعد از فوت آنان مطرح کردند .
بنابراین بین مضمون حدیث با داستان ملاقات برخى صالحان با امام هیچ ناسازگارى وجود ندارد.
توجه به دو نکته:
ا ـ دیدن حضرت بدون شناخت:
حضرت در مجامع مختلف حضور پیدا می کند . بین مردم رفت و آمد دارد . در مشاهد مشرفه مخصوصاً در ایام حج در مکّه و عرفات حضور دارد. او مردم را مشاهده می کند . مردم نیز ایشان را می بینند امّا او را نمی شناسند. در کتاب های روایی و در شرح حال برخی از اولیای خدا نقل شده که بسیار اتفاق افتاده که حضرت را دیده ، ولی نشناخته اند، اما بعداً حدس زده اند که حضرت مهدی بود.
ب ـ دیدن حضرت با شناخت:
دیدار حضرت همراه با توجه و با شناخت از این که ایشان حضرت مهدی هستند، نیز امکان دارد . برای برخی از اولیای خدا اتفاق افتاده ، اگرچه این نوع دیدار کم اتفاق افتاده است.
ـ دیدار حضرت بدون ادعای دیدار:
در دو فرض پیش - مخصوصاً در فرض دوم - کسی که موفق به دیدار حضرت شده، هیچ گونه ادعایی ندارد . خود را به عنوان این که من کسی هستم که با حضرت ملاقات کرده ام، مطرح نمی کند. اگر مدعی باشد و خود را ملاقات کننده معرفی کند، باید تکذیب شود.
چون در روایت یاد شده از ادعای رؤیت و مشاهده و ارتباط با حضرت به شدت جلوگیری شده و مدعی دیدار و ارتباط را کذّاب و دروغگو انگاشته است.
2- ارتباط معنوی:
بى تردید مى توان با امام ارتباط معنوى بر قرار کرد. البته این ارتباط با بهره گیرى از تقوا، دعا و توسل به ائمه(ع)، به ویژه به ساحت مقدس امام زمان امکان پذیر است. شاید بر همین اساس باشد که یکى از وظایف شیعیان در زمان غیبت، دعا براى امام زمان و توسل بیان شده است.(11) ارتباط معنوى بدان معنا نیست که انسان امام زمان را ملاقات حضورى کند، بلکه باید با امام ارتباط برقرار کند و همیشه به یاد او باشد و او را در تمام اعمال ناظر بداند.
هرگاه چنین لیاقت و شایستگى اى حاصل شد ،حضرت به انسان عنایت نموده و به رفع مشکلاتش مى پردازد؛ از این رو امام زمان در توقیعى که براى شیخ مفید صادر نمود، فرمود:« ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم . هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نمى ماند».(12)
باز حضرت درهمان توقیع فرمود: «در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد .دشمنان، شما را ریشه کن مى کردند».(13)
ارتباط معنوى انسان با امام زمان سبب مى شود که حضرت میان مردم حضور پیدا کند، اگر چه مردم او را نشناسند. امام علی(ع) فرمود: «سوگند به خدا ، حجت خدا میان آنان هست . در کوچه و بازار گام بر مى دارد . بر خانه هاى آنان وارد مى شود . در شرق و غرب جهان به سیاحت مى پردازد . گفتار مردمان را مى شنود. بر اجتماعات آنان وارد شده سلام مى دهد. او مردمان را مى بیند».(14)
در دعاى ندبه مى خوانیم: «جانم فدایت! تو آن غایبى هستى که از میان ما بیرون نیستی. جانم فدایت! تو آن دور شده از وطن هستى که از ما دور نیستی».(15)

پی نوشت ها:
1. منتهى الآمال، ج2، ص 470؛ مهدى موعود، ص 934.
2. تنکابنی، قصص العلما، ص 259.
3. بحارالانوار، ج 52، ص 174.
4. تنزیه الانبیاء، ص 182، به نقل از مجلة حوزه، ویژه نامة امام زمان، ص 99.
5. کتاب الغیبه، ص 99.
6. وافی، ج 2، ص 414.
7. حق المبین، ص 87.
8. شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 395.
9. شیخ صدوق، کمال الدین، ص 516.
10. بحارالانوار، ج 51، ص360.
11. منتهى الآمال، ص 559و 562.
12. احتجاج طبرسی، ج 2، ص 596.
13. همان.
14. جباری، عاشورى و حکیم، تاریخ عصر غیبت، ص 426، به نقل از الغیبه نعمانی، ص 72.
15. مفاتیح الجنان، دعاى ندبه.

http://www.pasokhgoo.ir/node/14799




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

پیوندها